پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
463
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
همه نيكيها از جوانى و زور بازو و شكيبايى و توانايى بر كوشش و نفرسودن از راهپيمايى در او گرد آمده بود . اما فرمانبردارى سپاهيان و دلبستگى كه به او داشتند و احترامى كه بزرگ و كوچك از سركرده و سپاهى برمىنمودند و جانها و هستيهاى خود را در راه خرسندى او هيچ مىشماردند در اينباره روميان باستان هم برترى بر آنتونيوس و سپاه او نداشتند . آنتونيوس نجابت خاندان و شيوايى زبان و سادگى رفتار و گفتار و دهش و پاكى دل را در يكجا داشت و با هر كسى فروتنانه سخن گفته آشنايى مىنمود و به هر كسى دلسوزى نشان مىداد و از بيماران دلسوزى دريغ نداشته هرچه آنان نياز داشتند مىداد . چنانكه با بيماران و زخميانى كه بيشتر از ديگران در راه او جانفشانى مىنمودند . بههرحال اين چيرگى آخر كه دشمن را رويداد آنان را چندان دلير ساخت كه به جاى سستى و بىپروايى كه تاكنون مىنمودند اين زمان سخت كوشيده تا مىتوانستند به روميان نزديك مىشدند و سراسر شب را در پيرامونيان چادرها و بنههاى روميان به سر مىبردند ، به اين اميد كه روميان آنها را خواهند گزارد و آنان تاراج خواهند كرد و چون روز شد دستههاى انبوه ديگرى نيز رسيدند كه شماره همگى آنان چنان كه گفتهاند : به چهل هزار سواره مىرسيد . پادشاه اشكانى پاسبانان خود را نيز فرستاده بود و از اينجا بود كه او فيروزى را يقين كرده . زيرا خود پادشاه هرگز در جنگى حاضر نمىشود . آنتونيوس مىخواست نطقى براى سپاهيان بكند و براى آنكه اثر آن بيشتر باشد جامه سوگوارى در تن خود كرد . ولى دوستان او نپسنديدند و اين بود كه با جامه ارغوانى سردارى بيرون آمد و نطقى كرده و از سپاهيان آنانى را كه در جنگ ايستادگى نموده بودند ستايش كرده و آنانى را كه گريخته بودند نكوهش نمود كه آن دسته پاسخ به سپاسگزارى دادند و اين دسته پوزش خواسته گفتند : به هر سزايى كه شما سزاوار بدانيد ما آمادهايم . اگرچه كشتن ده تن يكى يا هر سزاى ديگرى باشد . تنها اين خواهش را از شما داريم كه اين خطاى ما را فراموش كرده دل خود را رنجيده مداريد . آنتونيوس اين شنيده دستهاى خود را به آسمان برداشته از خدايان خواستار گرديد كه اگر در برابر آن همه نوازشهايى كه از او دريغ نداشتهاند اكنون شكنجهايى بر او روا مىشمارند همه آنها را بر خود او تنها روا داشته سپاه او را هميشه فيروز گردانند .